اصطلاحات موسیقی سنتی ایران3
حرف ( س )
ساربانك:يكي از آهنگهاي موسيقي است.
سازسير آهنگ:ساز بلند آواز.
سازگري:نام پرده اي است از موسيقي مركب از مقام عراق و اصفهان.
ساز نوروز:از آوازهاي باربد.
سبز آرنگ:نام لحني از مصنفات باربد.
سبز بهار:نام نوايي از موسيقي است و آنرا سبزه بهار نيز گويند. و از نغمه هاي دوره ساساني است.
سبز در سبز:نوايي از موسيقي و نام لحن نهم از سي لحن باربد.
سبزه بهار:نام نوايي و لحني از موسيقي.
سبزه در سبزه:سبز در سبز را ببينيد.
سبك:در اصطلاح موسيقي به نوعي از آهنگ گفته مي شود كه قابل فهم عامه باشد مثل موسيقي جاز كه در اين موسيقي در مقابل سنگين كه عبارت از موسيقي كلاستيك است بكار برده مي شود.
سپهبدان:نام پرده اي از موسيقي.
سرخانه:به اصطلاح موسيقي به معني آواز بلند است.
ستي زرين:نام آهنگي است.
سر پرده:نام پرده اي از موسيقي.
سرجس:نام آهنگي است.
سرزير:نام نوايي است از موسيقي.
سرصبح:آهنگي كه سربازان پيش از سپيده دم نوازند.
سروستان:از الحان سي گانه باربد است.
سروسهي:از آوازهاي باربد.
سلمك:اصطلاحي است در موسيقي.
سه گاه:اين دستگاه تقريباً در همه ممالك اسلامي متداول است. اين دستگاه بيشتر براي بيان احساس غم و اندوه كه به اميدواري مي گرايد مناسب است. آواز سه گاه بسيار غم انگيز و حزن آور است.گوشه هاي مهم اين دستگاه عبارتند از: در آمد، مويه، زابل، مخالف، حصار، گوشه هاي ديگر مانند: آواز، نغمه، زنگ شتر، بسته نگار، زنگوله، خزان، بس حصار، معربد، حاجي حسيني، مغلوب، دوبيتي، حزين، دلگشا، رهاوي، مسيحي، ناقوس، تخت طاقديس، شاه ختايي، مداين، نهاوند.
حرف ( ش )
شادباد:از نغمه هاي دوره ساساني است.
شاديانه:ساز و دهل كه به شادي فتح يا عروسي مي زنند.
شادروان مرواريد:نام صوتي از مصنفات باربد و وجه تسميه اش اين است كه روزي باربد رامشگر به شادروان خسرو پرويز نشسته بود آن صوت را نواخت و آن را شادروان نام نهاد و خسرو فرمود طبقي پر از مرواريد نثار باربد كردند و آن را شادروان مرواريد خواندند و ضمناً اين صوت لحن دوازدهم از سي لحن باربد است.
شاكورد:نام نوايي از موسيقي.
شاه ختايي:از گوشه هاي موسيقي در نغمه افشار.
شاه ناز:نام لحني است در موسيقي.
شاه نامه:نام لحني است در موسيقي.
شبديز:از الحان سي گانه باربد است كه به مناسب مرگ شبديز ( اسب خسروپرويز ) سروده شده است.
شب فرخ:يكي از الحان باربد. در برهان قاطع نام لحن چهاردهم، از سي لحن باربدي محسوب شده ولي در فهرستي كه نظامي در خسرو و شيرين آورده لحن شانزدهم از سي و يك لحن باربدي است.
شور:اين دستگاه ريشه بسيار قديمي دارد و مبناي بيشتر موسيقي هاي محلي و موسيقي معمول در ايلات به شمار مي رود نغمه هاي اين دستگاه عبارتند از:
نغمه ابوعطا كه گوشه هاي آن؛ در آمد، حجاز و چهار باغ است ( چهار باغ قطعه اي است ضربي، كه با اشعار با قافيه مخصوص همراهي مي شود).
نغمه بيات ترك با گوشه هاي؛ درآمد، قطار و فيلي. قطار در ايلات كرد بسيار معمول است و اغلب با اشعار بابا طاهر همراهي مي شود.
نغمه افشار كه گوشه هاي مهم آن؛ درآمد، جامه دران، مثنوي پيچ، قرايي، شاه ختايي است.
نغمه دشتي كه خود استقلال نيمه كاملي دارد. پايه موسيقي محلي بخصوص در شمال ايران است گوشه هاي مهم اين نغمه؛ درآمد، دوبيتي، گيلكي، گبري، بيات كرد است.
علاوه بر گوشه هايي كه در چهار نغمه بالا ذكر شد، گوشه هاي ديگري نيز در اين دستگاه نواخته مي شود مانند: سيخي و سملي در ابوعطا، دوگاه و روح الارواح در بيات ترك، نهيب در افشاري بيدكاني، چوپاني، غم انگيز، سرنج و كوچه باغي در دشتي، شهناز، گريلي، ملانازي، بزرگ، رهاب در شور. گوشه هاي ديگر دستگاه شور از اين قرارند: زيركش، سلمك، گلريز، صفا،خارا، قجر، حزين، قراچه، رهاوي، دستان عرب، تبه نگار، بغدادي، چهار پاره، برگردان مسيحي، حسيني، عراق، نهفت شكسته، اوج، غم انگيزم، عقده گشا، كوچه باغي، نشابورك، ضرب اصول، نيشاپور، حاجياني، دشتستاني، آذربايجاني، خسرواني، مهرباني.
حرف ( ص)
صبا:نام آهنگي از آهنگهاي موسيقي.
صحت نامه:تصنيفي است در موسيقي ساخته نصيرالدين طوسي.
صفا:از گوشه هاي موسيقي در دستگاه شور است.
صفاهان:نام پرده اي از موسيقي كه آن را در آخر شب سرايند.
صفاهانك:يكي از دوازده مقام موسيقي.
صوت الفتح:پنجاه و نه ضرب. از ضربهاي موسيقي ايران مي باشد.
صوفيانه:سه ضرب ( ديك دك ). از ضربهاي موسيقي ايراني مي باشد.
صيار:آواز چنگ را گويند.
حرف ( ض )
ضرب اصول:از گوشه هاي دستگاه شور است.
حرف ( ط )
طاقديسي:نام نوايي است از سي لحن باربد.
طرنگشت:آواز تار و سازهاي زهي.
طنطنه:آواز تنبوره ورود و بربط را گويند و به معني آواز نقاده و كوس نيز گفته شود.
حرف ( ع )
عراق:از گوشه هاي دستگاه شور است.
عقده گشا:از گوشه هاي دستگاه شور است.
حرف ( غ )
غرد:نوايي است از موسيقي.
غم انگيزم:از گوشه هاي دستگاه شور است.
غنايي:شعر غنايي يا شعر موسيقي، شعري است كه حاكي از عواطف و احساسات روحي باشد. فخر، حماسه، حكمت و تعليم، مدح، هجا، رثا ء، تشبيب، وصف مناظر و نظاير آنها همگي در اين گونه به چشم مي خورد.
غنچه كبك دري:لحن بيست و ششم از سي لحن باربد.
غنه:تحريري است از موسيقي كه در هنگام غنا و سراييدن بخيشوم بيني و دماغ ادا كنند.
حرف ( ف )
فاخته ضرب:( ديك ديك دك ديك دك دك دك ). از ضربهاي موسيقي ايران و نام اصل يازدهم از هفده بحر اصول موسيقي كه گونه اي نواختن ساز را هم گويند.
فرخ روز:نام پرده اي است از موسيقي و صوتي از مصنفات باربد و نام لحن بيست و هفتم از سي لحن باربد.
فرغانه:نام شعبه اي است كه آن را نهاوندك مي خوانند.
فنه:نام نوايي است كه مطربان نوازند.
فيلي:از گوشه هاي نغمه بيات ترك است.
حرف ( ق )
قالوس:نام نوايي و لحني از موسيقي است.
قجر:از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است.
قرايي:از گوشه هاي موسيقي در نغمه افشار.
قراچه:از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است.
قرة العين:نام آهنگي است در موسيقي.
قره باغ:آهنگي است در موسيقي.
قصابه:نام آهنگي است.
قطار:از گوشه هاي بيات ترك كه در ايلات كرد بسيار معمول است و اغلب با اشعار بابا طاهر خوانده مي شود.
قفل رومي:نام لحن پانزدهم از سي لحن باربد. ( اين لحن ترجمه شده لحن پهلوي است به عربي )